شب آنگاه زیباست که نور را باور داشته باشیم.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان زیر چتر عاشقی

اطلاعیه سایت

دانلود رمان زیر چتر عاشقی

دانلود رمان زیر چتر عاشقی

رمان زیر چتر عاشقی

عنوان: دانلود رمان زیر چتر عاشقی

نویسنده: آناهیتا هنرجو

قسمتی از رمان زیر چتر عاشقی

جلوی روم یک برج بلند بود، واردش شدیم
مستقیم سراغ آسانسور رفتیم و سوار شدیم؛
دکمه طبقه ششم رو فشار دادم.

بعد از اونی که صدای داخل آسانسور طبقه ششم رو اعلام کرد پیاده شدیم.
دوتا در روبه روم بود، به طرف یکیشون که روی تابلوی کنارش نوشته شده بود
دکتر کیارش کیانمهر رفتیم و درو که تا نیمه بازبود بازکردم.
با مادرم داخل شدیم، منشی که پشت میز نشسته بود گفت:
-بفرمایید خانم؛ چیزی میخواستید؟
-سلام میخواستم بخاطر مشکل قلبی مادرم دکتر رو ملاقات کنم
-وقت قبلی داشتین؟
-نه به آقای دکتر بگید از طرف برادر ایشون باراد کیانمهر به اینجا اومدیم.
-بله، لطفا بشینید.

بعد از حدود ده دقیقه منشی گفت:
-بفرمایید تو.
نفس عمیقی کشیدم و به داخل رفتیم.
یک مرد که حدودا ٣٠و خوردی سن داشت
پشت میز نشسته بود و اصلا شباهتی به پسری که توی پارک بود نداشت.
-سلام اقای دکتر، شما رو برادرتون که بطور اتفاقی توی پارک من رو دید
بخاطر مشکل قلبی مادرم معرفی کرد.
-اطلاع دارم؛ باراد بهم گفته، رو به مامانم گفت که روی صندلی بشینه.
مامانم نشست، عکس و آزمایشات را هم روی میز گذاشت.
دکتر خیلی سریع گفت که مامانم باید عمل کنه
و آدرس بیمارستانی رو داد و گفت که فردا صبح به اونجا بریم و دوباره آزمایشات رو تکرار کنیم

اگر همه چیز خوب بود همین فردا یا پس فرداعمل بشه.
دوباره اشک توی چشم هام جمع شد
ولی جلوی خودم رو گرفتم که زیر گریه نزنم.
از دکتر تشکر کردیم، بیرون اومدیم و مستقیم به خونه رفتیم.
شب موقع خواب داشتم فکر میکرم که اسم باراد به پسری که توی پارک بود خیلی میاد
دیشب وقت نشد بهش فکر کنم چون واقعا استرس داشتم
ولی الان هم کم استرس ندارم و امیدوارم که همه چیز خوب پیش بره و مشکلی پیش نیاد.
صبح زود، با استرس از خواب بیدار شدم
مامانم رو دیدم که بیدار شده بود و داشت نماز میخوند.

 

دانلود رمان زیر چتر عاشقی

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.