حافظه، پرونده تخيل و گنجينه عقل، دفتر ثبت وجدان و مخزن انديشه است.(بازيل
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان یک عشق لایتناهی ۲

اطلاعیه سایت

دانلود رمان یک عشق لایتناهی ۲

دانلود رمان یک عشق لایتناهی ۲

رمان یک عشق لایتناهی 2

عنوان: دانلود رمان یک عشق لایتناهی ۲

نویسنده: Ali.M.Z

قسمتی از رمان یک عشق لایتناهی ۲

نزدیک های صبح بود که بالاخره رسیدیم رامسر
نگاهی گذرا به ستاره انداختم که از فرت خستگی خوابیده بود
لبخند محوی زدم و انگشتهای ظریفش رو در بین حصار انگشتان قوی و قدرتمندم گرفتم

جلوی ویلا زدم رو ترمز… که کش و قوسی به بدنش داد و با صدای گرفته و کسلی گفت: ما الان کجاییم؟
پوزخندی زدم و گفتم: تو الان تو بهشتی و منم پیش خدمتتم
که در جا چشمانش رو باز کرد و با تعجب نگاهم کرد
کج خندی زدم و از ماشین پیاده شدم. اونم نگاهی با تعجب به اطراف انداخت و از ماشین پیاده شد.
دست چپم رو توی جیبم گذاشتم و با گام هایی استوار به سمت ویلایی که
سخت ترین و درناک ترین روزام رو توش گذرونده بودم گام برداشتم.

ویلایی که تک تک گوشه هاش با صدای گریه ها و ضجه های یک پسر بچه ۱۷ساله عجین شده بود
جلوی در ورودی ویلا ایستادم و نگاهی اجمالی بهش انداختم. ویلایی سه طبقه… با سنگ های سفید مرمر
پنجره های بلندی که با حفاظ های مشکی زیبایی حفاظ شده بود.
نفس عمیقی کشیدم و حجم زیادی از هوا رو در ریه هام بلعیدم.
جزء جزعش رو با تمام و جودم استشمام کردم.

هنوزم بوی گذشته رو میداد. گذشته پر از درد هیراد.
نگاهم رو این بار به باغ دوختم که تو این چند سال درخت هاش بزرگ و تنومند تر شده بود.
بعد از مرگ تنها پشت و پناهم… مادرم… خودم رو این جا حبس کردم
مرگی که تنها باعثش ارشاوین بود
هیچوقت نبخشیدمش… هیچوقت… و هرگز هم نخواهم بخشید
بعد از اون شب به این ویلا اومدم
من اینجا از یه پسر شاد و خندان و پر هیاهو یک سنگ ساختم. سنگی که هیچ کس نتونه درش نفوذ کنه

دانلود رمان یک عشق لایتناهی ۲

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.