خداوند آزادی را آفرید و انسان بردگی را.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » تخیلی » دانلود رمان ویولون آتشین

اطلاعیه سایت

دانلود رمان ویولون آتشین

دانلود رمان ویولون آتشین

رمان ویولون آتشین

عنوان: دانلود رمان ویولون آتشین

نویسنده: غزل نارویی

قسمتی از رمان

هم همه ها ناگهان خواب رفت و با پراکنده شدن جمعیت، چهره پسری نمایان شد.
درست است! او شاهزاده بود. قلب آن دخترک که آیسو نام داشت به تپش افتاد.
تمام بندبند تاروپود وجود او را ترس در برگرفته بود.

بار اولی که چهره او را در میان جمعیت انبوه مردم شهر دیده بود، اتفاق بدی برایش رقم خورده
حال انگار باز هم یکی از آن اتفاق های بد، انتظارش را میکشید.
خانوم لیزا، خیلی زود همه جادو آموزان را به صف کرد و دستور داد تا مهر سکوت بر لبهایشان بدوزند.
شاهزاده ادوارد، بالاترین پله ممکن را انتخاب کرده بود و روی آن ایستاده بود.
ایزابلا، خواهرش هم که در مدرسه آنها درس میخواند با چهره ای محزون در کنار او بود.
چه میخواهد بکند که خواهرکش اینگونه غم به چشمانش راه داده است؟
چه بلای تازه ای را میخواهد بر سر او بیاورد؟ چه میکند؟ دیگر چه میخواهد بکند؟

پارت جدید رمان جذاب استاد خلافکار رو از دست ندین !!!

شاهزاده ادوارد صدایش را صاف کرد و رو به همگان گفت: به نام خالق دنیای جادو!
همان لحظه بود که شخصی دیگر، وارد دید آنها شد. پچپچ همه جا را در بر گرفت.
او کسی نبود جز پادشاه.
-از آنجایی که پسرکم، شاهزاده ادوارد در عرض چند ماه دیگر به جای من بر تخت پادشاهی مینشیند
و باید قوانین خودش را برای این شهر، شهر جادو در نظر بگیرد، از او خواهش کردیم که مدتی
زودتر این قوانین را مشخص کند تا در ماه آینده به طور ناگهان همه چیز دگرگون نشود و مردم راحتتر باشند

زیرا شاهزاده ادوارد انسانی بسیار سخت گیر هستند و من معتقدم که از پس اجرای این قوانین شهر وضعیت بهتری را پیدا خواهد کرد.
شاهزاده ادوارد کمی مکث کرد و بعد با صدایی محکم، قوانین را خواند:
-بر طبق قوانین جدید شهر…
قلب آیسو به شدت میتپید و رنگش پریده بود.
-تنها کسانی میتوانند این شغل محترم…
دندان هایش به هم میخورد و چیزی نمانده بود تا غش کند

دانلود رمان ویولون آتشین

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.