هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان تمنای گرگ

اطلاعیه سایت

دانلود رمان تمنای گرگ

دانلود رمان تمنای گرگ

رمان تمنای گرگ

عنوان: دانلود رمان تمنای گرگ

نویسنده: محیا

قسمتی از رمان تمنای گرگ

لحنش پر از آرامش بود. آرامشی که دخترک مدت ها بود که در بین خرابه های زندگیاش، گم کرده بود.
او کوه درد بود و آهنگ کلامش دردآور… نتوانست مانع لحن تند و گزندهاش بشود و غرید:
– گفتم با من چیکار داری؟

مرد بالعکس نفس های تند و عصبیِ او نفس آرام و عمیقی کشید
به چشم های دخترک زل زد. چشمان سرد و پرهراسی که دریای نفرت بود.
او خواهر چاووش بود و امانتِ محمود انصاری.
چه تلفیق تلخی میشد آن معصومیتِ پاکِ نگاهش با سیاست سهمگین گرگها…
– برادرت اینقدر شجاع نبود… تو خیلی نترسی!
آرامشش روی ذهنیت کلافه ی او سنگینی میکرد و کلامش را تلخ تر از قبل:
– اگه شجاع بود که زیر دست و پای یه عده سگ ولگرد له نمیشد!

لحن زننده و ترکیبِ سوزانِ سگ ولگرد تیری بود که به چشم آریا فرو رفت.
انگار به او و گروهش اشاره میکرد. انگار که نه… حقیقتا به او و افرادش اشاره کرده بود.
ابروهای آریا در هم پیچید و چشمانش ریز شد. فکش منقبض شد و از لای دندان هایش غرید:
– بابات تو رو سپرده به ما دختر جون. محض اطلاعت میگم؛ ما سگ نیستیم… ما یه گله ی گرگیم…
با آن چشمان نافذ و درخشانش، جوری کلمه ی «گرگ» را غرش کرد
که دخترک قالب تهی کرد. نفسش را در سینه حبس کرد و با وحشتی که در جانش رخنه کرده بود میجنگید.

میدانست… لقب آریا را در صنف قاچاقچی ها میدانست.
از چاووش شنیده بود و داشت به چشم خود میدید.
«گرگ» نام مستعار مردی بود که روبه رویش ایستاده بود.
مردی که در بیرحمی همتا نداشت. آوازه اش را از دور و نزدیک شنیده بود و هنوز هم باور نمیکرد
تنها برادرش قاطی مستند تلخی شده بوده است به نام: گرگ ها میرقصند!
بی اختیار در اعماق دلِ پر دردش از همه گله میکرد.
از تمام کسانی که باید میبودند و جلوی آن مرد سینه سپر میکردند؛ اما نبودند.

 

دانلود رمان تمنای گرگ

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.