خداوندا مرا از کسانی قرار دِه که دنیاشان را برای دینشان میفروشند نه دینشان را برای دنیاشان. (دکتر علی شریعتی)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان تمام زندگیم

اطلاعیه سایت

دانلود رمان تمام زندگیم

دانلود رمان تمام زندگیم

تمام زندگیم

عنوان: دانلود رمان تمام زندگیم

نویسنده: آتنا چگینی

قسمتی از رمان

این امکان نداره… پدر مادرم از هم جدا شده بودن؟ نه… نه
_
شما دارید دروغ میگین این امکان نداره؟
_این اتفاق افتاده
وای خدا نمیتونم اینجارو تحمل کنم… خدای من

سریع به سمت اتاقم دوییدم… با چشمان اشکیم چند دست لباس و وسایل مهممو جمع کردم
تو کوله ام گزاشتم و سریع حاضر شدم… سوییچ ماشینمو برداشتم و از اتاق خارج شدم
.
لیلی و بابا با تعجب نگام کردند و من بی توجه به اونا به سمت در رفتم
تا خواستم خارج شم صدای داد بابا بلند شد:

_کجا؟ فکر کردی شهر هرته سرتو انداختی پایین و واس خودت میری؟
منم با داد جوابش رو دادم:

_آره شهر هرته، اگه نبود که اون بلا سر مادرم نمیومد و امثال اون هرزه پاشون تو خونمون باز نمیشد.
حالام میخوام از اینجا برم تا راحت باشی

یه پوزخند زدم. با سیلی که زد نزاشت حرفمو ادامه بدم، معلومه خوب واسشون غیرتی شده
_
در مورد مریم درست صحبت کن.
میدونم تو اون لحظه از خشم قرمز شده بودم. ولی بازم توجهی نکردم و از خونه زدم بیرون و به سمت ماشینم رفتم
سریع دزدگیرو زدم و سوار ماشین شدم. ریموت در حیاط رو هم زدم و به سرعت از خونه خارج شدم
.
خدای من پدرم جلوی من از اون زن دفاع کرد. این واقعا چه جور پدریه؟
تو خیابون ها چرخ میزدم و مقصد مشخصی نداشتم
.
کلافه شدم و زدم کنار. سرم رو گذاشتم رو فرمون و زدم زیر گریه

خاله؟ خاله؟
سرم رو بلند کردم با تعجب به پسر بچه که از پشت شیشه صدام میکرد نگاه کردم. چهرش نگران بود
.
شیشه رو دادم پایین و پسرک نگاه کردم.
_خاله حالتون خوبه؟
لبخندی زدم و گفتم:

_آره خوبم… این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟
_من… من اومده بودم به مادرم سر بزنم.
با تعجب گفتم:
_مادرت؟

_آره… امروز حالش بد شده بود آوردنش بیمارستان
به کنارم نگاه کردم… بیمارستان ضیاییان
یعنی من تا فلاحم اومدم؟ محله قدیم… پر از انسان های دوست داشتنی
برگشتم تا به پسرک چیزی بگم
ولی نبود… انگار رفته بود… اطراف رو نگاه کردم ولی نبود

دانلود رمان تمام زندگیم

امتیاز 3.50 ( 2 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.