شما بدون تسلط بر خود نمی توانید فاتح دیگران باشید.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان شهر خاکستری

اطلاعیه سایت

دانلود رمان شهر خاکستری

دانلود رمان شهر خاکستری

رمان شهر خاکستری

عنوان: دانلود رمان شهر خاکستری

نویسنده: بیتا طوسی

قسمتی از رمان

لیوانی که محتواش آب پرتقال بود رو از روی میز چوبیِ گرد شکل برداشتم و با شدت پرت کردم سمتش
وحشت زده سرش رو پایین آورد و لیوان محکم خورد به دیوار که مثل قلب درد دیده ام به هزار تیکه تقسیم شد.

بلند شد و خواست حرفی بزنه که دستم رو به نشونه ی ساکت باش سمتش گرفتم.
دستم می لرزید مثل اینکه زلزله ی هشت ریشتری در بدنم غوغا به پا کرده بود.
-ساکت شو عوضی، ساکت شو، آخه نامرد تو بهم قول داده بودی
من به خاطر تو همه ی اصول زندگیم رو زیر پام له کردم و به ساز تو رقصیدم
به خیال اینکه تو با بقیه فرق داری! من برای این رابطه کل زندگیم رو گذاشتم وسط
بعد به همین سادگی می گی تموم شد؟
کل بدنم می لرزید و اشکام از گونه هام جاری بود.

یک قدم بهش نزدیک شدم وقتی مماس باهاش قرار گرفتم پوزخند صدا داری زدم و آب دهنم رو تف کردم تو صورتش
چهره اش جمع شد. به حالت چندش دستی به صورتش کشید و اخماش رو تو هم کشید.
وقتی که با چشم هایی که رنگ سرخ به احاطه اش گرفته بود رو بهم دوخت شاید برای لحظه ای ترس به قلبم راه پیدا کرد.
سرم رو به نشونه ی تاسف تکون دادم

انگشم رو تهدید وارانه جلوش گرفتم و انگشت اشاره ام رو محکم کوبیدم روی سینه ستبرش که روزی جایگاه امن من بود و گفتم:
-تقاص این کارت رو پس میدی آقا آرش. اگه خدایی اون بالا باشه یک روزی، یک وقتی، یک جایی…
یکی همین بلا رو سرت میاره و به خاک سیاه می نشونتت.
پوزخندی روی چهره ام نقش بست.
-اون موقع اس که سلامت می کنم.
پشت بهش راه خروجی رو در پیش گرفتم

 

دانلود رمان شهر خاکستری

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.