افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند. (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان سرنوشت ترکان

اطلاعیه سایت

دانلود رمان سرنوشت ترکان

دانلود رمان سرنوشت ترکان

رمان سرنوشت ترکان

عنوان: دانلود رمان سرنوشت ترکان

نویسنده: معصومه

قسمتی از رمان

محکم بغلش کردم و بوسیدمش:
– برو لباس بپوش بریم
رفتم تو اتاقم لباس پوشیدم، اتاقمو مرتب کردم. برای اخرین بار اتاقمو نگاه کردم و رفتم پایین:
– من اماده ام

مامان هم پشت سرم بودو اماده بود. با دریا خداحافظی کردیم. وقتی برگشتیم بهت خبر میدیم که بیای.
دریا وقتی رفت ما هم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم. تو مسیر فقط تو فکر بودم و خیره شده بودم به اسفالت جاده.
بابا وقتی دید تو فکرم گفت:

– لاله اخم نکن و از فکر بیا بیرون. اصلا معلوم هست چته؟
– چیزیم نیست بابا
– چرا هست
– فقط دلم واستون تنگ میشه همین
– ماهم دلمون تنگ میشه. تورو هم نمیتونیم ببریم. عمه اینا رو هم که میشناسی خیلی خونگرم هستند
خیلی هم دوست دارند. مطمئن باش بهت خوش میگذره

سکوت کردم و به حرف های پدر فکر کردم، به این که الان فریبا چه شکلی شده.
وقتی بچه بودیم باهم بازی میکردیم.الان  خیلی وقته فریبا و فرزاد رو ندیدم.
فرزاد هم الان واسه خودش باید مردی شده باشه. دلم واسه عمه ام خیلی تنگ شده.
با این افکارم مشغول بودم تا اینکه رسیدیم. پدر جلوی دروازه ی خاکستری رنگی ایستاد و بوق زد.
چشمم به در بود که پیرمردی در رو باز کرد. مش حسین بود. پیرتر شده بود.

مرد خیلی خوبی بود. بابا شیشه ماشین رو اورد پایین گفت:
– سلام مش حسین. چطوری؟
– سلام اقای ارجمند خوبم ممنون. دلمون واستون تنگ شده بود خیلی وقت بود نیومده بودید
– اره حالا اومدیم. خانمت خوبه؟
– اره خوبند سلام دارند. خانم و اقا خیلی وقته منتظرتونند
– باشه، مرسی
– بابا به سمت ساختمان حرکت کرد، از داخل باغی رد شد، همه جا درخت بود. مثل همیشه زیبا.
خونشون تغییری نکرده بود. باغ با چراغ هایی بلند روشن شده بود. به ساختمان رسیدیم.
خونه ای بود دو طبقه که چند تا پله میخورد تا وارد خونه بشیم. بابابوق زد و ماشین رو پارک کرد.

 

دانلود رمان سرنوشت ترکان

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.