اسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » اربابی » رمان ارباب عمارت

اطلاعیه سایت

رمان ارباب عمارت

رمان ارباب عمارت

رمان ارباب عمارت

رمان ارباب عمارت

عنوان : رمان ارباب عمارت

این بار رمان فا رمان جذاب و کم یاب ارباب عمارت را برای شما عزیزان اماده کرده است

قسمتی از رمان

اب دهنم رو قورت میدم و منتظر به دستای لرزونم زل میزنم که صدا تو گوشم می پیچه:

_ میدونی چقدر از قشر شما ها بدم میاد؟

چشمامو روی هم فشار میدم

و لب لرزونم رو بین دندونام فشار میدم که مبادا حرفی بزنم و زنده به گورم کنه این مرد.

_ تو که مثل سگ میترسی و کم مونده خودتو خیس کنی چطور جرات کردی

بیایی دزدی؟ چطور جرات کردی ادم بکشی هان؟

پاهای میخ شده ام به زمین رو سانتی متری عقب میکشم ، بازوم رو بین دستش میگیره و

محکم فشار میده ..درد داشت خنده داره یه ذره فشار که دردی نداره اما بازوی که

با چاقو زخم شده باشه با اشاره انگشت هم درد میگیره چه برسه به فشار دستی به این بزرگی.

اخ زیرلبی گفتم که صدای خنده اش تو اتاق پیچید و گفت :

_ اوخی درد گرفت کوچولو؟

بغض کرده با صدای خش داری میگم :

_ من کسی و نکشتم ..!

مکث میکنم ..انگار سرم داشت گیج می رفت یک دفعه حالت تهوع گرفته بودم ..

یه سختی سرم رو بالا گرفتم ..انگار فشارم افتاده بود ..!

با دست شل شده رو به مچ دستش چنگ میزنم و جمله ناقصم رو کامل میکنم :

_ به روح بابام قسم .

تند تند نفس میکشم و چشمام رو میبندم
این دیگه چه حالی بود؟

پاهام میلرزید جونی برای تحمل سرپا ایستادن نداشتم…

*******

نگاهی به چشمام انداخت و درحالی که گوشه های پتو رو اینور اونور می کرد گفت :
_هوا سرده سرما میخوری منم پرستار نیستم اینجا ، میوفتی میمیری..!

خداکنه بمیرم اگه بمیرم محمد چی میشه؟
تازه یاد بردار کوچولوم افتاده بودم معلوم نیست الان تو چه حالیه و داره چیکار میکنه..؟
دلم براش تنگ شده بود ..خداکنه اتفاقی براش نیوفتاده باشه

_چرا داری گریه میکنی؟

با صدای مهرداد به خودم اومدم ، گریه؟
پشت دستمو روی گونه های خیسم کشیدم و با صدای خفه ای گفتم :

_ هیچی

دانلود رمان از کانال نویسنده

امتیاز 4.08 ( 37 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

  1. اگه میشه لینک دانلود رو بزارید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.