اسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸

اطلاعیه سایت

دانلود رمان جادوگران بی هویت دو

دانلود رمان جادوگران بی هویت دو

جادوگران بی هویت دو

عنوان: دانلود رمان جادوگران بی هویت دو

نویسنده: یاسمن درودگر

قسمتی از رمان

صدای رنو گوش هایم را پر کرد:
فعلا که از نظر عقلی رد دادی خواهر بزرگه.
با تمام شدن حرفش مرا در اغوش کشید و خندید.

ادامه مطلب

دانلود رمان آن دیگری

دانلود رمان آن دیگری

آن دیگری

عنوان: دانلود رمان آن دیگری

نویسنده: یاسین. ظ

قسمتی از رمان

مراسم یه چند ساعتی بود که به پایان رسیده بود و خونه خالی از جمعیت چندساعت قبل بود.
من امده بودم توی اتاق قدیمی خودم، تغییری نکرده بود.
روی تخت دراز کشیدم و دستم رو روی شکمم گذاشتم و به سقف خیره شدم.

ادامه مطلب

دانلود رمان از قنوت تا غنا

دانلود رمان از قنوت تا غنا

از قنوت تا غنا

عنوان: دانلود رمان از قنوت تا غنا

نویسنده: فیروزه شیرازی

قسمتی از رمان

ببینم! نکنه از ذوق اینکه مامانم زنگ زده، هُل و دستپاچه شدی؟
از حرفش متعجب شدم.
_ مامان شما زنگ زده؟

ادامه مطلب

دانلود رمان راهی نفس گیر

دانلود رمان راهی نفس گیر

راهی نفس گیر

عنوان: دانلود رمان راهی نفس گیر

نویسنده: خاطره افروز

قسمتی از رمان

به خودم تو آینه نگاه کردم.
اصولا اهل آرایش یا بقول خانجون خدابیامرز که به دیار باقی پیوست آرابیرا نبودم.
مقنعهی بلندمو سرم کردم و دستی به مانتو قدیمم کشیدم.

ادامه مطلب

دانلود رمان میخواهمت

دانلود رمان میخواهمت

میخواهمت

عنوان: دانلود رمان میخواهمت

نویسنده: فریماه جعفری

قسمتی از رمان

سوگند همونجوری که پاهاش رو شلخته وار روی زمین می کشید پوزخندی زد.
-نیست ما همیشه سرِ موقع می رسیم کلاس، واسه همین خیلی مهمِ جلسه ی اول دیر نکنم.

ادامه مطلب

دانلود رمان تو را باور دارم

دانلود رمان تو را باور دارم

تو را باور دارم

عنوان: دانلود رمان تو را باور دارم

نویسنده: زهرا زارع

قسمتی از رمان

با حرصی آشکار از جایم بلند شدم.
بحث کردن با پدرم مثل کوبیدن سر به دیوار بود سر میشکست ولی دیوار سالم می ماند.
بهتر بود با سینا برادر بزرگترم صحبت میکردم چرا که نفوذ حرفه ای او تا حدودی در خانواده زیاد بود.

ادامه مطلب

دانلود رمان تندیس بی قراری

دانلود رمان تندیس بی قراری

تندیس بی قراری

عنوان: دانلود رمان تندیس بی قراری

نویسنده: فاطمه حکیم آرا

قسمتی از رمان

تا سه شمردم پایینی!
قدم های محکمش ترس بر دل آن زن می انداخت .
میدانست گوش مالی ای در راه است و چیزی جز دعوا انتظارش را در خانه نمی کشد.

ادامه مطلب


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.