لباس قدیمی را بپوشید ولی کتاب نو بخرید.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان خیال بازگشت تو

اطلاعیه سایت

دانلود رمان خیال بازگشت تو

دانلود رمان خیال بازگشت تو

خیال بازگشت تو

عنوان: دانلود رمان خیال بازگشت تو

نویسنده: فاطمه خلیلی

قسمتی از رمان

همینجور پیاده داشتیم به سمت مدرسه من میرفتیم که گفتم:
چرامن باید یازده سالم باشه و تو پانزده سال، اصن ببینم چرا نباید من از تو بزرگتر باشم
اگر منم سنم مثل تو بود الان جیگرگوشه بابابزرگ بودم.

چیزی نمیگفت. فقط دستاش تو جیبش بود و با من قدم برمیداشت.
به دستور بابابزرگ من باید با جیگرش میرفتم مدرسه ولی برگشت با خودم بود.
وووف انقدر که بابابزرگ با این کلمه صداش کرده منم دیگه افتاده تو دهنم…! اه اه دختره ی لوسه دماغو فکر کرده کیه!
خوبه تا حالا یه نمره خوبم نداشتها… اونوقت منو تحدید میکنه! کتونیم رو از پام کندم و رفتم تو خونه
_
سلااااام من اومدمممم
بابابزرگ: سلام دخترم

هر وقت بابابزرگ اینجوری جوابم رو میداد ذوق مرگ میشدم.
لباساموبا لباسای قلبیم تعویض کردم و طبق معمول رفتم سمت یخچال.
تاخواستم درش رو بازکنم صدای زنگ در به صدا دراومد و بعدش صدای بابابزرگ
_
من باز میکنم حتما جیگر گوشمهههههه
پووف دلم میخواست سر به تن این جیگرگوشه نباشه اه. مقداری اب با شیشه سرکشیدم بعد گذاشتم سرجاش.
مدرسه که باید از دست اون سحر دماغو حرص بخورم اینجام که از دست اون
با صدای داد بابابزرگ سریع از اشپزخونه اومدم بیرون. ترسیدم رو به جیگرگوشه گفتم:
_
چی شده؟؟!!

کولش رو گذاشت رو زمین و اروم گفت: نمیدونم
بابابزرگ یهو از اتاق اومد بیرون و رو به من فریاد زد:
_
این چیه؟ این تو کیف تو چیکارررمیکنه؟ ها؟ جواب بده؟
یه دونه سیگار دستش بود. خواست به سمتم هجوم بیاره که جیگرگوشه جلوشو گرفت.
بابابزرگ: این سیگاره! تو رو چه به این چیزا اخه دختررر! کی بهت داده اینو؟ها؟ کی؟
به گریه افتادم و میون گریم دهان باز کردم
بابابزرگبخدبخدا من نمیدونم این تو کیفم چیکارمیکردبخدا به جون خودم راست میگم بابابزرگ
بابابزرگ: ولم کن کیاررشبرو کنار
من فقط گریه میکردم. این تو کیف من چیکار میکرد آخه؟
بابابزرگ: ای خداا منو ببخش

 

دانلود رمان خیال بازگشت تو

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.