آیا او (خدا) برای بنده اش کافی نیست؟ (قران کریم)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان اجتماعی » دانلود رمان جز از کل اثر استیو تولتز

اطلاعیه سایت

دانلود رمان جز از کل اثر استیو تولتز

دانلود رمان جز از کل اثر استیو تولتز

دانلود رمان جز از کل

دانلود رمان جز از کلعنوان : دانلود رمان جز از کل اثر استیو تولتز

(حتما بخوانید)

این بار رمان فا رمان جذاب و فوق العاده کمیاب جز از کل را که اثر نویسنده معروف

یعنی استیو تولتز میباشد را برای شما آماده کرده است (پیشنهادی ادمین)

قسمتی از رمان

جز از کل کتابی است که هیچ وصفی، حتی حرف‌های نویسنده‌اش، نمی‌تواند حق مطلب را ادا کند.
در هر صفحه‌اش جمله‌ای وجود دارد که می‌توانید نقلش کنید.
کاوشی است بسیار عمیق در اعماق انسان . سفر در دنیایی رویایی که کمتر دیده‌اید.

رمانی عمیق و پرماجرا و فلسفی که ماه‌ها اسیرتان می‌کند. به‌نظرم تمام تعاریفی که

از کتاب شده نابسنده‌اند.جز از کل کمدی سیاه و جذابی که هیچ چاره‌ای جز پا گذاشتن به دنیای یخ‌زده‌اش ندارید

*******

رابطه شان سریع شکل گرفت. ظاهرا مشکلی با بزرگ کردن بچه ای که مال خودش نبود

نداشت و بعد از یک ماه، مجهز به لغت نامه ی لهستانی و کتاب دستور زبان انگلیسی،

به مادر بزرگم پیشنهاد ازدواج داد. «من به مبارزم، یعنی اینکه من و تو هستیم در مقابل

کل دنیا، و ممکنه دنیا همیشه ما رو ببره ولی ما هرگز دست از مبارزه نمیکشیم، هر اتفاقی

هم که بیفته، چه طوره؟» مادر بزرگم جواب نداد. به التماس افتاد

بی خیال. فقط بگو می پذیرم. این از مصدر پذیرفتن میآد. بعدش میریم سراغ پذیرفتم.» |

مادر بزرگم شرایطش را بررسی کرد. اگر می خواست برود سر کار، کسی را نداشت که بچه

را نگه دارد و دلش هم نمی خواست پسرش یتیم و فقیر بزرگ شود. با خودش فکر کرد آیا این

قدر سنگدلی دارم که به خاطر رفاه پسرم با مردی ازدواج کنم که دوستش ندارم؟ بله، دارم. بعد

به چهره ی بخت برگشته ی پدربزرگم نگاه کرد و با خودش گفت کاری بدتر از این هم می تونستم

بکنم. » یکی از ملایم ترین و در عین حال ترسناک ترین جملات در هر زبانی

پدربزرگ شماره دو در زمان ازدواج بیکار بود و وقتی مادربزرگم به خانه اش رفت از

دیدن آش درهم جوش انواع و اقسام اسباب بازی های مردانه جا خورد: تفنگ، هفت

تیرهای بدلی، مدل هواپیماهای جنگی و دمبل و وزنه. وقتی غرق بدن سازی با کونگ

فو یا تمیز کردن تفنگ میشد، آرام و دلنشین سوت میزد. در مواقع آرامی که ترس

و اضطراب بیکاری برش چیره می شد و خشم و افسردگی تمام وجودش را بر

می کرد، سوتی شوم میزد.

دانلود رمان با لینک مستقیم

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.