آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند .
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » ترسناک » دانلود رمان قصر متروکه خوناشام

اطلاعیه سایت

دانلود رمان قصر متروکه خوناشام

دانلود رمان قصر متروکه خوناشام

رمان قصر متروکه خوناشام

عنوان: دانلود رمان قصر متروکه خوناشام

نویسنده: مریم دغاغله

قسمتی از رمان

نگاه مادرش به چیزی پشت سر او افتاد و مادر لبخند زد
ماریا نگاه مادر را دنبال کرد و برگشت. یک خانم پشت سر او با فاصله ی سه قدم ایستاده بود
اوزیبا بود ولی یک زیبایی ترسناک داشت… با صدای خانم اسمالوود به خود آمد

این ربکاست، دوست نوجوانی من، ولی در هجده سالگی ناپدید شد و همه فکر میکردن مرده
ولی فقط به من گفت که به چی تبدیل شده… والان قراره با اون بری

نه!بلاخره توانست چیزی بگوید: من شما رو تنها نمیزارم، جی تو رو میکشه
وقتی بفهمه ناپدید شدم،تو رو میکشه… اما تنها چیزی که خانم اسمالوود انجام داد این بود که
سرش را برای ربکا تکان داد. در کسری از ثانیه دو دست بازوان ماریا را گرفتند
ماریا سعی کرد انها را پس بزند ولی نتوانست، انها خیلی قوی بودند:

قسمت سی ام رمان استاد خلافکار در سایت قرار گرفت !!!

ولم کن. ولم کن مادر!من نمیتونم تنهات بزارم، مادر اون تورو میکشه مادر!
احساس کرد اطرافش یک هاله سفید مانند در جریان است که باعث می شد
هوشیاری اش را از دست بدهد، در اخر تنها چیزی که توانست ببیند چشمان اشک الود مادرش بود که
لحظه به لحظه محو میشد تا بالاخره چشمانش بسته شدند و دیگر هیچ چیز ندید

ماریا احساس ناهوشیاری داشت، خوشحال شد چون فکر میکرد همه ی اینها خواب بود

اما با گرفته شدن دستش با جسمی سرد، احساس کرد هاله ی رؤیاییش در هم شکسته شد
او یکدفعه ایستاد، به همین سرش گیج رفت، چیزی به افتادنش نمانده بود که چیزی او را گرفت
به او نگاه کرد. خودش بود ربکا..ب. ا دیدنش همه ی عصبانیتش به او هجوم آوردندو همین باعث شد
دست های ربکا که اورا گرفته بود را محکم پس بزند، به اطرافش نگاه کرد نور بسیار کمی در اتاق بود
که باعث شد اتاق را بتواند ببیند، یک اتاق کوچک که یک پنجره داشت که پر از میله بودکه خروج را ناممکن میکرد
یک تخت کوچک چوبی یک نفره انجا قرار داشت، جنس دیوار از سنگ و در آن آهنی بود

 

دانلود رمان قصر متروکه خوناشام

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید

تاکنون 2 نظر ثبت شده است.

  1. جلد سوم توی سایت اصلی نویسندس
    http://romanmary.mihanblog.com/post/164

  2. جلد دومو کی میذارین


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.