دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان دختری به نام یاس

اطلاعیه سایت

دانلود رمان دختری به نام یاس

دانلود رمان دختری به نام یاس

دختری به نام یاس

عنوان: دانلود رمان دختری به نام یاس

نویسنده: پانیذ سلیمی

قسمتی از رمان

تو اون هیرو ویری جشن دنبال سعید بودم ولی حالا مگه پیداش میشد اصلا نیس شده بود.
عاقبت دیدم با کیوان، دارن تو تراس صحبت میکنن. رفتم پیششون و به سعید گفتم:
مامان کارت داره و دنبال برگه سفارش غذا ها میگرده
.

به کیوان سلام دادم و اونم جوابم رو داد.
سعید که رفت تازه چهره سرخ شده و معذب کیوان رو دیدم.
تا موقعی که یادم میاد قبل ورود من حالش خوب بود و داشت بگو بخند میکرد با سعید .
از ۱۱سالگی اونو میشناختم تو کلاس هفتم با سعید دوست شده بود.
اون موقع ۱۱سالش بود. همون موقع مدیا صدام کرد و رفتیم پیش آتوسا.

تا موقع شام سوژه پیدا کرده بودیم و به یکی از دختران حاضر در مراسم اونقدر طور که متوجه نشه…
اونقدر خندیدیم و مسخرش کردیم بدبختو که حتی صدا مامانم در اومد
بعد شام و باز کردن کادو ها که اکثرشون هم ادکلن و عطر وبود
متوجه هدیه شخصی به اسم سهیل شدم. یکی از دوستای سعید بود.
برام جالب بود که همچین کسی چجوری با سعید دوست شده
البته ما هم وضعمون بد نبود چون از طرف شرکت بابام بهمون ماهیانه حدود ۱میلیون پول میدادن
نفری یک میلیون…. اون شخصیا همون سهیل، کادوی گرون و با ارزشی به سعید هدیه داد

یک ساعت طلا با مارک ورساچی اصل.
مدیا: مردم چقد پولدار شدن و ما خبر نداشتیم.
داشتیم حرف میزدیم که صدای گوشی سعید بلند شد. برداشت و گفت: بله؟ آها
بله بله کوچه امید پلاک ۲۷بله بلهالان میام ازتون تحویل میگیرم
در باز شد و سعید به همراه یه نفر دیگه کیک رو آوردن و گذاشتن روی میز.
صدای سوت و دست زدن بقیه اومد. سعید قبل از اینکه کیک رو ببره، شروع کرد به حرف زدن با جمع

 

دانلود رمان دختری به نام یاس

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.