قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.(گالیله)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸
دانلود رمان » اربابی » رمان دلبر استاد پارت ۲۴

اطلاعیه سایت

رمان دلبر استاد پارت ۲۴

رمان دلبر استاد پارت ۲۴

رمان دلبر استاد پارت ۲۴

رمان دلبر استاد پارت 24

عنوان : رمان دلبر استاد پارت ۲۴

پارت بیست و چهارم رمان اربابی و عاشقانه دلبر استاد اضافه شد

قسمتی از رمان

داشتم دیوونه میشدم، دلم میخواست چشم هام و ببندم و وقتی بازشون کردم دلبر و کنارم ببینم، اما مگه میشد؟
میشد الان چشم بست و آروم گرفت؟
ممکن نبود!

ناچار همه چیز و به چشم میدیدم،
یه نفر از دیوار کشید بالا و در و باز کرد و بقیه داخل شدن.
پای سمت راستم و مدام تکون میدادم، تیک عصبی گرفته بودم،
دست هام مشت شده بود…

کنترلی رو خودم نداشتم که ضربه محکم و پر حرص خودم و به سری صندلی جلویی کوبوندم و همین باعث شد تا سرباز پشت فرمون با تعجب برگرده سمتم و با دیدن حال خرابم فقط بگه:
_آروم باشید…

اما نمیتونستم،
سرم و تکیه دادم به صندلی عقب، چند تا نفس عمیق کشیدم، دقیقه ها میگذشت تا بالاخره از اون در لعنتی چند نفر بیرون اومدن.

دوتا غول تشن که تا به حال ندیده بودمشون و دستبند زده بودن و داشتن میاوردن بیرون و هنوز خبری از حامی و دلبر نبود.

با دیدنشون وجودم تهی شد اینا کی بودن و اینجا چی کار میکردن؟
نمیتونستم دست رو دست بذارم و بشینم تو ماشین،
پیاده شدم و رفتم سمتشون، نگاهی بهشون انداختم،

حال بهم زن بودن و زل زده بودن تو چشمام که حمله کردم سمتشون و یقه یکیشون و گرفتم:
_حرومی بی همه چیز، دلبر کجاست؟
پوزخندی بهم زد:

_تو جیبمه!
و هر هر خندید که دستام و از رو یقش برداشتم، میخواستم سیلی جانانه ای تو گوشش بزنم که افسر پلیس مانعم شد:

_خودتون و کنترل کنید، تشریف ببرید داخل جناب سرگرد منتظرتونن
و بعد همراه اون دو نفر از کنارم رد شد.
همه نیروهای پلیس بیرون بودن و فقط سرگردی که میگفت داخل این خراب شده منتظرم بود. قدم برداشتم به سمت داخل،

دل تو دلم نبود…
نمیدونستم اون تو چه خبره
نمیدونستم این دوتا کی بودن و با عالمی از سردرگمی راه میرفتم.

دانلود رمان دلبر استاد ۲۴

دانلود قسمت های دیگر رمان دلبر استاد

امتیاز 3.57 ( 7 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.