کامیابی تنها در این است که بتوانی زندگی را به شیوه خودسپری کنی.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
خانه » عاشقانه (صفحه ی 4)

اطلاعیه سایت

عاشقانه

دانلود رمان پارانوئید۲

دانلود رمان پارانوئید۲

پارانوئید

عنوان: دانلود رمان پارانوئید۲

نویسنده: نازنین امرالهی

قسمتی از رمان

با هر قدم محکمی که برداشته می شد انگاری داشت ذره ذره با آن قدم هایش روی قلب دختر می کوباند.
آی قیامت زودتر فرا برس وگرنه این دختر در امان این گرگ گرسنه نیست.

ادامه مطلب

دانلود رمان هم آغوش باد

دانلود رمان هم آغوش باد

هم آغوش باد

عنوان: دانلود رمان هم آغوش باد

نویسنده: فریماه جعفری

قسمتی از رمان

ابروی بالا انداختم و با زبانم لبم را تر کردم و گفتم:
راستش من صبح ها کلاس دارم اگه میشه فقط از ۳ به بعد بیام و تا ۷ عصر که به خوابگاه و درسم لطمه ای وارد نشه.

ادامه مطلب

دانلود رمان نقاب من

دانلود رمان نقاب من

نقاب من

عنوان: دانلود رمان نقاب من

نویسنده: زهرا رضایی

قسمتی از رمان

من میرم یه چیزی بیارم، بخورم.
بدون شنیدن جواب دوباره در را بست و رفت.
اتاق بزرگی نبود ، اما چیدمان بسیار زیبایی داشت.
پرتره یک زن با لباسی به سبک 
پوشش زنان رنسانس.
زیباترین شی موجود در اتاق بود.
یک تخت دونفره شیک که با یک روتختی کرم طلایی، پوشیده شده بود.
پنجره نه چندان بزرگی که رو به حیاط باز میشد.
با پرده های حریر به رنگ نباتی رویایی تر شده بود.
هنوز در حال نگاه کردن بودم که در باز شد.
با یک سینی غذا وارد شد.

_همین چند تا استیک رو پیدا کردم.
تا صبح
 سیر نگهت میداره، بخور.
_من نمی خورم، بزار بمیرم راحت شم.
_تو چته، هر چند دقیقه یه بار، تکرار میکنی.
_من کجام؟ یه سوال ساده اس.
فهمیدنش سخت نیس و چرا ؟!
_مغزم رو خوردی، باشه اما خودت خواستی بدونی.
دستانم یخ کرده بود و دلهره داشتم.
نمی دانم 
چرا دوست نداشتم ادامه را بشنوم.
_اینجا انگلستانه و این خونه در بهترین نقطه شهر لندن.
مال رییس هست که اون رو صبح میبینی.
اما تو نه دزدیده شدی.
نه پای قاچاق اعضای بدن وسطه…
تو رو فروختن، تو خریده شدی، حالا راحت شدی، شام بخور.
چشمانم سیاهی می رفت و زانوانم سست شده بود.
از شنیدن حرفهایش چند قدم به 
عقب رفتم.
لبه تخت نشستم.
سرم را مابین دستانم گرفتم و چند لحظه در خلسه کلماتش گم شدم.

 

دانلود رمان نقاب من

دانلود رمان صحرا

دانلود رمان صحرا

صحرا

عنوان: دانلود رمان صحرا

نویسنده: سحر. ح

قسمتی از رمان

به چهره ی چروکیده و سختی کشیده ی مادرم که سرش رو به آرومی پایین میبرد نگاه کردم
_انتظار داری چی داشته باشیم؟

ادامه مطلب

دانلود رمان جادوگران بی هویت دو

دانلود رمان جادوگران بی هویت دو

جادوگران بی هویت دو

عنوان: دانلود رمان جادوگران بی هویت دو

نویسنده: یاسمن درودگر

قسمتی از رمان

صدای رنو گوش هایم را پر کرد:
فعلا که از نظر عقلی رد دادی خواهر بزرگه.
با تمام شدن حرفش مرا در اغوش کشید و خندید.

ادامه مطلب

دانلود رمان آن دیگری

دانلود رمان آن دیگری

آن دیگری

عنوان: دانلود رمان آن دیگری

نویسنده: یاسین. ظ

قسمتی از رمان

مراسم یه چند ساعتی بود که به پایان رسیده بود و خونه خالی از جمعیت چندساعت قبل بود.
من امده بودم توی اتاق قدیمی خودم، تغییری نکرده بود.
روی تخت دراز کشیدم و دستم رو روی شکمم گذاشتم و به سقف خیره شدم.

ادامه مطلب


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.