اتحادتان را در تمام زندگی حفظ کنید تا همیشه پایدار و سرافراز باشید.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » ترسناک » دانلود رمان اسرار جنگل تاریک

اطلاعیه سایت

دانلود رمان اسرار جنگل تاریک

دانلود رمان اسرار جنگل تاریک

رمان اسرار جنگل تاریک

عنوان: دانلود رمان اسرار جنگل تاریک

نویسنده: زهرا.س.پ

قسمتی از رمان

تقریبا نزدیک های گیلان بودیم. هانیه خواب بود
روژان همزمان بارانندگی همراه با آهنگ مورد علاقه اش هم خونی میکرد
روشنا هم، داشت تو فضای مجازی- مثل همیشه – چت میکرد.

گوشی ام زنگ خورد. با دیدن اسم وعکس روحان لبخند به لبم اومد. جواب دادم.
_ سلام.
_ سلام خانومم. خوبی؟
_ آره. خوبم
_ اذیت که نشدی؟
_ نه. قبل ازحرکتمون قرص خوردم؛ تا الان که حالم بد نشده.
_ خوبه. همش دلشوره داشتم، که میخوای با ماشین بری؛ حالت بد بشه.
_ نه خوبم. کی میری خونه؟
_ تقریبا یک ساعت دیگه، کارم تمام میشه. بچه ها خوبن؟
_ همشون خوبن. عزیزم وقتی رسیدم؛ بهت زنگ می زنم

نمیخوام توی راه با تلفن حرف بزنم.
_ باشه. مواظب خودت باش. من رو بیخبر نذار.
_ چشم.
_ منتظرم. دوستت دارم.
_ من هم دوستت دارم. خداحافظ.
سه ماهی میشد؛ که با روحان نامزد شدیم. پدرهامون دوستای قدیمی بودن
هر دو از یک دین بودیم. قبل از نامزدی، هیچ علاقه ای بینمون نبود
فقط رفت و آمد خانواده ها و اصرارهاشون، باعث شد؛ قبول کنیم و نامزد بشیم.
اما بعد از نامزدی، مهر و علاقه ای بینمون به وجود اومد که حتی با دورترین فاصله ها هم از بین نمیره.
به غروب خورشید نگاه کردم؛ چقدر غم انگیز و دلگیر کننده بود.
از ابتدای تصمیم سفر، دلشوره ی عجیبی گرفته بودم.
وقتی بابا گفت؛ ویلا برامون گرفته؛ و همه چیز آماده است.

کمی خیالم راحت شد. اما از دلشوره ام کم نشد.
کتاب مقدس رو، از کیفم بیرون آوردم. روش دست کشیدم؛ و گذاشتمش روی قلبم.
کمی آرومم کرد. گردنبندم رو، توی دستم گرفتم؛ و لمسش کردم.
از وقتی بابا بهم هدیه داده بود؛ مثل جونم ازش محافظت میکردم
روژان ماشین رو، برای بنزین زدن، توی یه پمپ بنزین نگه داشت.
انجیل رو، توی کیفم گذاشتم و پیاده شدم؛ تا کمی هوای تازه به صورتم بخوره.
تا خروجی پمپ بنزین رفتم. هوای خوبی بود و نسیم خنک و دلچسبی می وزید.
ماشین روژان اومد و سوارشدم. کمی که گذشت، خوابم برد

 

دانلود رمان اسرار جنگل تاریک

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.