هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،آرزوی دیگران است.(جک لندن)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
خانه » اربابی » عروس خان زاده پارت ۶۰ تا ۸۰

اطلاعیه سایت

عروس خان زاده پارت ۶۰ تا ۸۰

عروس خان زاده پارت ۶۰ تا ۸۰

عروس خان زاده پارت ۶۰ تا ۸۰

عنوان : عروس خان زاده پارت ۶۰ تا ۸۰

قسمت های ۶۰ تا ۸۰ رمان محبوب عروس خان زاده با فرمت PDF اضافه شد

قسمتی از رمان

نمی تونستم… اونقدر خوابم می اومد که حتی لحظه ی دیگه ای رو هم نتونم بیدار بمونم.
پلک هام روی هم افتاد اما هنوز هوشیار بودم.
تکونی بهم داد و با لحنی نگران گفت:
-با توام نفس. نباید بخوابی فهمیدی؟ الان زنگ میزنم دکتر بیاد.
و بعد روی تخت گذاشته شدم.
اونقدری توان نداشتم که منتظر اومدن دکتر باشم؛ رفته رفته پلک هام

سنگین تر شد و دیگه هیچی نفهمیدم.::
***
با احساس فرو رفتن سوزن توی دستم، چشم هام رو باز کردم. چندبار

پلک زدم تا همه چیز واضح بشه.
مردی که کنارم روی تخت نشسته بود و ظاهرا دکتر بود، با دیدن چشم

های بازم از جاش بلند شد و دم در اتاق با صدای بلندی گفت:
-آریوخان همسرتون بهوش اومدن.: _:::
چند لحظه بعد آریو هراسون وارد اتاق شد. سرم رو چرخوندم و نگاهم رو ازش گرفتم.
به طرف تختم قدم برداشت و کنارم ایستاد. رو به دکتر گفت:
-شما میتونید برید بیرون.

رمان استاد خلافکارو تا حالا نخوندی ؟؟؟ خیلی بهتر ازین رمانه حتما بخونش !!!

ادامه رمان

دکتر باشه ای گفت و از اتاق خارج شد. آریو روی تخت نشست. دستش رو روی

پیشونیم گذاشت و در همون حال با صدایی آروم، زمزمه کرد:
-اگر دیشب یکم دیرتر اومده بودم توی اتاق از دست رفته بودی::
ناخواسته پوزخندی زدم. به سختی تکونی توی جام خوردم. صدام به شدت گرفته

بود و همین باعث می شد به راحتی نتونم حرف بزنم:
-کاش نمی اومدین. اونوقت از این زندگی فلاکت بار راحت میشم. زندگی که هر

روز یه مدل مردن رو تجربه میکنم رو نمیخوام.::
فکش از فرط خشم منقبض شد.
از میون دندون های کلید شده اش غرید:
-اینقدر ننه من غریبم بازی در نیار. تو اگر این زبونتو نداشتی چیکار میکردی؟
حرفی نزدم و چشمام رو بستم.
شاید اتفاقی که افتاده بود، به خواسته ی من انجام نشده بود.
اما دیگه مطمئن بودم هدفی برای زنده موندن ندارم.
اونم با وجود آدم سنگدلی مثل آریو.::
سرفه ای کردم. کمرم تیر کشید و همین باعث شد صورتم جمع بشه.

با این حال گفتم:
-اگر دکتر رو خبر نمی کردین بهتر بود. دیر یا زود من خودمو میکش…
دستش رو با خشم روی دهنم گذاشت و فشار داد. با صدایی که سعی در بالا نرفتنش داشت گفت:
-بسه دیگه دهنتو ببند

دانلود عروس خانزاده ۶۰ تا ۸۰

دانلود قسمت های بعدی عروس خان زاده

امتیاز 4.29 ( 7 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.