عزیزانم هنگام نشستن, بزرگان و ریش سپیدان را بر خود مقدم بدانید.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان عقیق فیروزه ای

اطلاعیه سایت

دانلود رمان عقیق فیروزه ای

دانلود رمان عقیق فیروزه ای

رمان عقیق فیروزه ای

عنوان: دانلود رمان عقیق فیروزه ای

نویسنده: فاطمه شکیبا

قسمتی از رمان عقیق فیروزه ای

سوار اتوبوس شد، برعکس همیشه که میایستاد تا بقیه بنشینند، نشست کنار پنجره و سرش را به شیشه تکیه داد.
خیابان پر از آدم بود و آدمها پر از آرزو، غصه، دغدغه، مشکل و امید.
اگرچه آرزو و غم هریک با دیگری فرق میکرد، اما بشری یقین داشت همه معتقدند مرکز دنیا هستند.

خودش هم یکی از آن آدمها بود که میخواست گردن بکشد و اطرافش را بشناسد.
حالا برعکس خیلی از مردم اطرافش، میدانست مرکز دنیا بودن تصور اشتباهی است.
دلش میخواست این را به همه بگوید، اما با خودش توجیه میکرد که زمین گرد است و بی نهایت مرکز دارد!
از این فکرها که خسته میشد، به گره های تو در توی کلاف ذهنش میخندید.
دلش میخواست گریه کند. خسته بود؛ چیزی از درون آزارش میداد.
صدای نزاع حس های متضاد را از درونش میشنید. کسی سرزنش میکرد و دیگری توجیه میکرد.

هر حسی، حق به جانب از خودش دفاع میکرد. صدای همهمه دادگاه درونش، دیوانه کننده بود
و بشری میان همه آنها سرگردان بود. حتی نمیدانست به حرف کدام گوش کند؟
دلش میخواست مثل مبصرهای کلاس اولی فریاد بزند:
-ساکت! اما نمیتوانست. صدایش از پشت بغض شنیده نمیشد.
خواست شماره مادر را بگیرد و بپرسد رسیده اند یا نه؟ اما همراهش زنگ خورد.
عمه نوشین بود؛ مثل همیشه پر از شور و شوق و عاطفه:
– سلام خوشگلم کجایی؟

اگر برعکس نوشین سرد جواب نمیداد، قربان صدقه های نوشین ادامه پیدا میکرد:
– نیم ساعت دیگه میرسم.
از خودش بدش آمد. نوشین هم سن مادرش بود؛ اما مثل یک خواهر، همدم همیشگی.
از کودکی تا زمانی که معلوم نبود. نوشین باز هم ناامید نشد:
– پس زود بیا عزیز عمه! ب*و*س ب*و*س!
-باشه، خداحافظ.
شانزده سالش بود و فکر میکرد خیلی بزرگ شده؛ اما هنوز برای عمه هایش بچه بود.
همان بچه دو سه ساله تپل و شیرین زبان که در خانه راه میرفت و قصه به هم میبافت.
به قول نوشین: نود سالت هم که بشه، هنوز نانازی منی

 

دانلود رمان عقیق فیروزه ای

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.