امام حسين(ع):اگر دين نداريد لااقل آزاده باشيد.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت

اطلاعیه سایت

دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت

دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت

چیزی شبیه سرنوشت

عنوان: دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت

نویسنده: اصغرزاده

بیشتر بخوانید:

 

موهایم را با کش از بالا محکم بستم و مانتوی سفیدآبیمو با شال سفیدآبی و شلوار سفید برداشتم و پوشیدم.
کیف و کفشِ آبی رنگم را برداشتم و موبایل و کیفِ پولم را تو کیفم قرار دادم و بعد از زدنِ کمی رژ و ادکلن از اتاق خارج شدم.

پایینِ پله ها با بابا روبرو شدم.
کوتاه سلام دادم که مثلِ همیشه بدونِ جواب دادن بهم گفت:
-رضا دیگه نیست، با راننده ای که تازه استخدام کردم برو… راننده شخصی منه و یجورایی بادیگاردِ تو!
کیفم را تو دستم مشت کردم و باز نتونستم حرف بزنم، مثلا چی میگفتم، مخالفت میکردم که زیرِ مشت و لگداش له میشدم!

 

باشه ای زمزمه کردم و از دوتا پذیرایی بزرگ رد شدم و در را باز کردم که حیاط بزرگ و پر دارو درخت که هر طرفش یک نفر اسلحه به دست ایستاده بودند خورد!
در را بستم و پله های سفید رنگ را رد کردم و وارد حیاط شدم.
به سمت درِ بزرگ مشکی رنگ رفتم و بازش کردم، یک نفر جوان با لباس فرم جلوی ماشینِ بابا ایستاده بود!
با دیدنم کوتاه تعظیم کرد و درِ پشت را برایم باز کرد.
نشستم و خودش را درا بست و ماشین را دور زد و نشست و راه افتاد.
بدونِ اینکه حرفی بزنم خودش مستقیم به سمت آموزشگاه راند!
حدسم درست بود، بابا مثل همیشه تمام برنامه هایم را برایش گفته بود.

جلوی آموزشگاه ایستاد و سریع پیاده شد و در را برایم باز کرد، بی حرف از کنارش رد شدم که گفت:
-خانم من منتظرتونم اینجا!
برگشتم سمتش و گفتم:
-لازم نیست برو ساعت یک بیا دنبالم!
سرش را تکان داد و گفت:
-نه آقا گفتن هرجا رفتین منتظرتون بمونم

چیزی نگفتم و کلافه به سمتِ آموزشگاه رفتم… همینو کم داشتم… خوبه چشم دیدنمو نداره نمیدونم چی شده حالا برایم بادیگارد استخدام کرده.

 

دانلود رمان چیزی شبیه سرنوشت

>>میدونید بهترین رمان این ماه چه رمانی بوده؟؟<<

>>رمان سایه نفرت این ماه پربازدید ترین رمان شده،حتما یه چیزی داره که ترکونده دیگه کلیک کنید و بخونیدش<<

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید

تاکنون یک نظر ثبت شده است.


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.