سعی کنید اشتباهات دیگران را ببخشید، حس انتقام انرژی منفی دارد.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان نقاب من

اطلاعیه سایت

دانلود رمان نقاب من

دانلود رمان نقاب من

نقاب من

عنوان: دانلود رمان نقاب من

نویسنده: زهرا رضایی

قسمتی از رمان

من میرم یه چیزی بیارم، بخورم.
بدون شنیدن جواب دوباره در را بست و رفت.
اتاق بزرگی نبود ، اما چیدمان بسیار زیبایی داشت.
پرتره یک زن با لباسی به سبک 
پوشش زنان رنسانس.
زیباترین شی موجود در اتاق بود.
یک تخت دونفره شیک که با یک روتختی کرم طلایی، پوشیده شده بود.
پنجره نه چندان بزرگی که رو به حیاط باز میشد.
با پرده های حریر به رنگ نباتی رویایی تر شده بود.
هنوز در حال نگاه کردن بودم که در باز شد.
با یک سینی غذا وارد شد.

_همین چند تا استیک رو پیدا کردم.
تا صبح
 سیر نگهت میداره، بخور.
_من نمی خورم، بزار بمیرم راحت شم.
_تو چته، هر چند دقیقه یه بار، تکرار میکنی.
_من کجام؟ یه سوال ساده اس.
فهمیدنش سخت نیس و چرا ؟!
_مغزم رو خوردی، باشه اما خودت خواستی بدونی.
دستانم یخ کرده بود و دلهره داشتم.
نمی دانم 
چرا دوست نداشتم ادامه را بشنوم.
_اینجا انگلستانه و این خونه در بهترین نقطه شهر لندن.
مال رییس هست که اون رو صبح میبینی.
اما تو نه دزدیده شدی.
نه پای قاچاق اعضای بدن وسطه…
تو رو فروختن، تو خریده شدی، حالا راحت شدی، شام بخور.
چشمانم سیاهی می رفت و زانوانم سست شده بود.
از شنیدن حرفهایش چند قدم به 
عقب رفتم.
لبه تخت نشستم.
سرم را مابین دستانم گرفتم و چند لحظه در خلسه کلماتش گم شدم.

 

دانلود رمان نقاب من

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.