آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش می ‏يابد! (قران کریم)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
خانه » عاشقانه » دانلود رمان مسلخ عاشقان

اطلاعیه سایت

دانلود رمان مسلخ عاشقان

دانلود رمان مسلخ عاشقان

مسلخ عاشقان

عنوان: دانلود رمان مسلخ عاشقان

نویسنده: زهرا . ی(یگانه)

قسمتی از رمان

سوار اسبی شدم که رسول برام آماده کرده بود.
افسار رو توی دستم فشار دادم و شروع کردم به تازوندن.

وقتی ارباب احضارم کرده یعنی باید خودمو هر چه زودتر به عمارت اصلی برسونم.
عمارتی که ازش متنفرم…
با حرص میتازوندم و فکر میکردم.
گذشته رو هزار بار مرور کردم.
نمیتونستم فراموش کنم… چون تمام اتفاقات گذشته تو سرم بود.
درست پشت چشمام!

بالاخره رسیدم به عمارت… از اسب اومدم پایین!
یه نفر از اصطبل بیرون اومد و سریع اسبم رو برد تا ببنده.
با غرور همیشگیم به سمت ساختمون رفتم.
نگاه سنگینشو احساس میکردم… از توی ایوان به من زل زده بود.
وارد که شدم خدمتکارا و آشپزا از جلوی راهم کنار رفتن.
یه سریا مثل موش ازم میترسیدن و یه سری هم سعی میکردن با خودشیرینی و احوال پرسی های الکی خودشونو برام عزیز کنن.
به هیچ کدومشون توجهی نکردم…
از پله ها رفتم بالا! به سمت ایوان پا تند کردم…
خواستم وارد ایوان بشم که یهو با اونی که نباید رخ به رخ شدم.

نگاه پر از تنفرم رو به چشماش دوختم.
با خنده بهم سلام داد و گفت:
-سلام… خوبی پسرم؟
از لای دندونای کلید شده ام گفتم:
-ببند دهنتو زنیکه…
کدوم احمقی به تو اجازه داده که منو پسر خودت بدونی… تو هنوزم برای من یه دشمن خونی به حساب میای!
از سر راه کنارش زدم و خواستم برم اما یهو چیزی به ذهنم رسید.
دلم میخواست بیشتر حرصش بدم.
با لحن خونسرد همیشگیم زمزمه کردم:
-بترس جیران…بترس از روزی که من ارباب بشم.
اون روز مطمئنا روز مرگ توئه! شک نکن! حالا هم گمشو…نمیخوام حتی صدای نفسهات رو بشنوم.

 

دانلود رمان مسلخ عاشقان

امتیاز 5.00 ( 2 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید

تاکنون یک نظر ثبت شده است.


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.