كسي كه هرگز تحت فشار نزيسته باشد، آزادي را لمس نمي كند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان مرگ مزمن

اطلاعیه سایت

دانلود رمان مرگ مزمن

دانلود رمان مرگ مزمن

مرگ مزمن

عنوان: دانلود رمان مرگ مزمن

نویسنده: آندرومدا

قسمتی از رمان

صدای ضجه مادر با دیدنم به فلک میرسد!
صدای گریه ها شدیدتر میشوند…

یعنی دیدنِ یک مرد مشکی پوشِ خاکیِ شکسته ی بی رمق انقدر دردناک است؟!
مردی که نه میتواند چشم باز کند، نه ببندد، نه ایستاده بماند، نه بمیرد و نه هیچ غلط دیگری کند…
نگاهم را روی میز وسط خانه میخ میشود!
روبانِ مشکیِ اُریب، بَدجور حقیقتِ همیشه تلخ را به رُخ که نه… به تمامِ وجودم میکشاند!
صدای رسای مردی می آید؛ کلامش بدجور تکه پاره ام میکند… خودم را… قلبم را…:
برای شادی روح مرحومه مغفوره شادروان فرشته پورمشیر فاتحه مع الصلوات…
[مرحومه مغفوره… به فرشته من میگفتند مرحومه مغفوره؟!]

چشم هایم روی لب خندانش ثابت میماند.
[چشم هایم روی لب خندانِ مرحومه مغفوره ثابت میماند]!
[تویی که انقدر قشنگ میخندی چرا خدا بُردت؟!]
قدم برمیدارم سمت میز!
نگاهم از روی نگاهِ عسلی اش روی قاب عکس روی میز لحظه ای کنار نمی رود.
قاب عکسش را در دستم میگیرم؛ دست دیگرم را رویش میکشم؛ آرام روی زمین می نشینم.

صدای بلندتر شده ی ضجه ها هم نمیتواند مرا از آن خلسه ی تلخ بیرون بیاورد.
لب های لرزان و خشکیده ام روی صورتش فرود می آید:
تویی که انقد قشنگ میخندی چرا خدا بردت؟!
صدای کوبش ضربه های مادر می آید. دستش را به ران پایش میکوباند یا به صورتش؟!
-فرشته بچم دیگه مامان نداره!
مادر جیغ میزند.
-فرشته، آرام ترسیده، حرف نمیزنه! مادر باز هم جیغ میزند:
خـــــــداااا

دانلود رمان مرگ مزمن

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.