امام علي(ع):هر كه نگاه خود را از حرام باز دارد دلش آرام خواهد شد.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان اجتماعی » دانلود رمان طلوعی دوباره

اطلاعیه سایت

دانلود رمان طلوعی دوباره

دانلود رمان طلوعی دوباره

طلوعی دوباره

عنوان: دانلود رمان طلوعی دوباره

نویسنده: نادیا عثمانی

بیشتر بخوانید:

لب همه به خنده باز شد.
ولی من باز با بی حوصلگی در حد یه نیش خند نیشم رو باز کردم.
از دست سیاوش که چشم به من دوخته و نگاهم می کرد کلافه شدم.
حتما سر فرصت باید حالش رو بگیرم که تا باشه این طوری به دخترهای مردم زل نزنه. بلند شدم و به اتاقم رفتم.

بهترین جا و آروم ترین جا فقط اتاقم بود. روی تخت طاق باز خوابیدم و چشم هام رو بستم.
نمی دونم چه قدر تو این حال بودم که با صدای شکوفه چشم باز کردم.
عه چه زود خوابم برده و خبر نداشتم؟
– گرفتی خوابیدی دختر، ناسلامتی مهمونیم خونه ی شما هستیم ها!
خمیازه کشان روی تخت نشستم و گفتم:
– یه چیزی بگم ناراحت نمی شی؟
کنارم جا گرفت صاف نگاهم کرد و گفت:
– نه نمیشم… بگو

سر به زیر انداختم بعد در حالی که با انگشت هام بازی می کردم نگاهش کردم و گفتم:
دوست ندارم بیام بیرون. آخه زیاد از برادر شوهرت خوشم نیامد. ندیدی چه طوری زل زده بود به من!؟
اصلا از طرز نگاهش خوشم نیومد.
شکوفه یه تای ابروش رو بالا زد و گفت:
– چی می گی تو دختر؟ اون بدبخت که به خاطر تو پا شده این همه راه اومده تا این جا…
اون وقت تو نشستی بد اون رو می گی؟

طلوعی دوباره

با تعجب و بهت نگاهش کردم لبخندی زد و ادامه داد:
– به خاطر تو که نه منظورم کار داشت که با ما اومد.
هنوز با بهت و مثل آدم های خنگ نگاهش می کردم.
می دونم که داشت طفره می رفت و یه چیزی هست نمیخواست به زبون بیاره تکونی به من داد و گفت:
– پاشو حالا چرا اومدی تو اتاقت پاشو
شونه بالا انداختم و هر دو از اتاق بیرون رفتیم و به جمع پیوستیم.
شکوه با دیدنم خنده ای کرد و گفت:
– خوب تونستی از شستن ظرف ها در بری ها!
به خودم اشاره کردم و با بهت گفتم:
– کی من؟!
با این حرفم همه قهقه زیر خنده زدند.
وا چه خوش خنده شده بودند! امروز تا چیزی می گفتم نیششون تا بنای گوش باز می شد…

طلوعی دوباره

دانلود رمان طلوعی دوباره

امتیاز 5.00 ( 2 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.