ایستایی وجود ندارد ، هر چه هست جوشش و جاری بودن است.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان طعم تلخ شکنجه

اطلاعیه سایت

دانلود رمان طعم تلخ شکنجه

دانلود رمان طعم تلخ شکنجه

طعم تلخ شکنجه

عنوان: دانلود رمان طعم تلخ شکنجه

نویسنده: بهاره عبدالمالکی

بیشتر بخوانید:

{میلاد}
به کیان زنگ می زنم و جمع آوری دخترا که تمام شده بود را اطلاع می دهم.
به سمت باغ حرکت می کنیم که متوجه دختری با جثه ریز می شوم که از این فاصله دور معلوم بود.
یک لحظه فکری در ذهنم به وجود می آید من که کلی دختر برای کیان می برم چرا یکی را برای خودم نگیرم؟!

{بهار}
ون بهم نزدیک تر می شد و من ترسم بیشتر و خودم را لعنت می کردم که چرا با باران نرفتم.
ون یک دفعه ای جلوی پایم توقف کرد؛ حتی جرات این که فرار کنم را هم نداشتم.
درب ون باز می شود و یک پسر جوان به سمت می آید و بازویم را می کشد و با خود می برد.
الان از همان لحظه هایی بود که لال شده بودم!
محکم روی صندلی پرتم می کنه.
از پشت فردی دستمالی روی بینیم می گذارد، تقلا می کنم که کم کم سیاهی مطلق جلوی چشم هایم ظاهر می شود.

طعم تلخ شکنجه

{میلاد}
وقتی بازویش را گرفتم جیغ نکشید، برای فرار از دستم کاری نکرد، ولی زیبایی اش چشم گیر بود!
به راننده گفتم حرکت کند. تا عمارت فکر می کردم این دختر را کجا پنهان کنم؟!
اگه کیان آن را ببیند هیچ جور نمیتوانستم جلویش را بگیرم.
به کیان گفتم دخترها را اوردم. او هم گفت:
-مثل همیشه به انبار می بریشون.
من هم بعد از جابه جایی دخترها و قفل کردن درب انبار و دور شدن از جیغ های طاقت فرسای جنس مونث ها چقدر جیغ…
به سمت دخترکی می روم که گمان می کنم لال است!
دست و پای دخترک را با طنابی که گوشه اتاق افتاده می بندم.
از خونه بیرون می زنم و به دنبال دستور کیان می روم، خرید ابزار جدید شکنجه!

{کیان}
میلاد امد و گفت دخترها را آورده گفتم:
-مثل همیشه به انبار می بریشون.
موبایلم زنگ می خورد بدون این که نگاه کنم با نام روی گوشی ام گفتم.
بله؟
-سلام قربان
-خلیلی؟
-بله قربان خودمم، بخاطر کار مهمی زنگ زدم در مورد همون شماره هست!
-خب؟
-ماله فردی به نام چنگیز مهدویان… میشناسیدش آقا؟
-چرا… این دفعه هم کارتو خوب انجام دادی.
-وظیفمه


طعم تلخ شکنجه

دانلود رمان طعم تلخ شکنجه

امتیاز 5.00 ( 2 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.