باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان سرنوشت هیلدا

اطلاعیه سایت

دانلود رمان سرنوشت هیلدا

دانلود رمان سرنوشت هیلدا

رمان سرنوشت هیلدا

عنوان: دانلود رمان سرنوشت هیلدا

نویسنده: شین. لام

قسمتی از رمان

از پله ها بالا رفتم. در خونه را باز کردم و وارد شدم در پشت سرم بستم.
خونه من نقلی یک خوابه بود پنجاه متر بیشتر نبود
ی آپارتمان سه طبقه بود که توی هر طبقه فقط یک واحد بود

طبقه اول مهری خانم با پسر لوس و مشنگش و همسر صبور و مهربونش احمد آقا میشست.
مهری خانم ی زن چاق سفید بود زن بدی نبود
فقط یکم فضول بود چیزی من که خیلی ازش بدم می اومد
برعکس شوهرش آقا احمد پرحرف بود اینقدر هم پسرش لوس کرده بود که حتی بلند نبود شلوارش بکشه بالا
طبقه وسط هم خودم میشستم طبقه بالا هم صاحب خونمون آقای مرادی از اون پول دوست ها بود.
با اینکه بیشتر از شصت و پنج داشت ولی خیلی سرزنده و سرحال بود.
تمام لباس هایی که کنده بودم را روی مبل انداختم

رمان جدید و جذاب ازدواج صوری رو از دست ندین دوستان !!!!

ی مبل تکی بیشتر نداشتم آخه سال به سال کسی زنگ خونه من را نمی زد بجز آقای مرادی برای اجاره خونه.
رفتم سر یخچال فقط دوتا دونه تخمه مرغ توش بود با ی بسته نون.
خدایا شکرت خیلی ها هستند همین هم ندارن
اومدم تخم مرغ هارا بردارم که زنگ در زدن. تخمرغ هارا سر جاش گذاشتم و رفتم سمت در
از چشمی نگاهی انداختم، مهسا بود در باز کردم.
_سلام جناب سروان.

دستم روی دماغم گذاشتم و هیسی گفتم کشوندمش تو.
_نخود تو دهن تو خیس نمی خوره؟
_ایشش همچین میگی انگار همه جا جار زدم توی این یک سال که من فهمیدم به کسی نگفتم که.
_ممنونم مهسا خانم حالا برای چی اومدی؟
به سینی توی دستش که حاوی برنج و خورشت سبزی، یعنی غذای مورد علاقه من بود اشاره کرد.
_گفتم لابد باید گشنه باشی و احتمال دادم چیزی تو خونه نداشته باشی برای خوردن
و دیدمم که بابابزرگم همه پولهات گرفت، گفتم برات یک چیزی بیارم بخوری ضعف نکنی از گشنگی.
_دستت درد نکنه

 

دانلود رمان سرنوشت هیلدا

امتیاز 3.67 ( 3 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.