z35W7z4v9z8w
آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش می ‏يابد! (قران کریم)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان سرنوشت آریانا

اطلاعیه سایت

دانلود رمان سرنوشت آریانا

دانلود رمان سرنوشت آریانا

سرنوشت آریانا

عنوان: دانلود رمان سرنوشت آریانا

نویسنده: آریانا عاشوری زاده

بیشتر بخوانید:

صدای خنده هامون کل خونه رو برداشته بود.
-اگه از خط بزنی بیرون باختی ها.
-نه نمی زنم.

دست گرم و چروکیده ی پدر بزرگ رو توی دست های بچه گونه ام گرفتم.
-بابا بزرگ هیچ وقت تنهام نذار تنها هم بازیه من تویی.
لبخندی زد که چروک گوشه ی چشمش نمایان شد.
مهرش به دلم نشست. من رو توی آغوشش گرفت و گفت:
منهمیشه پیشتم هیچ وقت تنهات نمی ذارم.

بوی عطرش به مشامم خورد. عطر تیروس دیگه همیشه از این عطر خاطره ی بد دارم.
من عاشق پدر بزرگم بودم. چون هیچ محبتی از پدر پدرم و مادر پدرم ندیدم.
هیچ وقت یه دست نوازشی روی سرم نکشیدن. هیچ وقت دلم رو شاد نکردن.
هیچ وقت از من حمایت نکردن و هیچ وقت خونه مون نیومدن. من اصلا نمی دونم اون ها چه شکلی ان.
اما پدر مادرم همیشه من رو خوشحال می کرد. شاید چون تنها بچه ی اون خونه بودم این طور بود.
اما دلیل محبتش
هر چی که بود مهم اینه که بیشتر از همه بهم محبت می کرد.
بابا بزرگ دستی روی سرم کشید و پیشونیم رو بوسید.

-بابا بزرگ می آی بریم آلوچه بخریم.
لبخندی زد و سری به معنای بله تکون داد.
دستش رو گرفتم و به سمت مغازه رفتیم. پدر بزرگ وارد مغازه شد تا آلوچه بخره و من بیرون مغازه موندم.
مامان و بابام هم از همون مغازه اومدن بیرون.
-دخترم چرا بابا بزرگ رو کشوندی آوردی؟ نمی فهمی حالش بد میشه؟
-مامان دلم آلوچه می خواست…

 

دانلود رمان سرنوشت آریانا

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.