هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان ساکنین چراغ قرمز

اطلاعیه سایت

دانلود رمان ساکنین چراغ قرمز

دانلود رمان ساکنین چراغ قرمز

ساکنین چراغ قرمز

عنوان: دانلود رمان ساکنین چراغ قرمز

نویسنده: مهلا

قسمتی از رمان

رفتم داخل آشپزخونه. که چه عرض کنم، یه آوار بود که ما بهش می گفتیم آشپزخونه.
ظرفایی که سیاوش و مهمونای چندشش خورده بودن رو شستم. بعدم خشکشون کردم و گذاشتم تو جای ظرفا.
سیب زمینی رو برداشتم گذاشتم تو نایلون و گره زدم.

بعدم قابلمه ی خرابی رو که با بدبختی غذا رو می پخت رو برداشتم و یه بار دیگه شستم و گذاشتم رو گاز
با پارچ شکسته ای هم اب رو ریختم داخلش.
سیب زمینی رو هم گذاشتم داخلش تا آب پز بشه.
رفتم بیرون. نشستم رو پارچه ای که به عنوان فرش برامون بود.
به ساعت نگاه کردم. مریم ساعت سه ظهر میومد. مریم هم سن من بود و ما با هم دوست جونجونی بودیم
من از ساعت نه میرفتم تا دوازده. مریم از ساعت دوازده میرفت تا سه.

رمان جدید و جذاب تدریس عاشقانه بالاخره منتشر شد حتما دانلودش کنین!!!

کلا تو این خرابه دوتا پسر بزرگ داشتیم که شب می رفتند. دوتا هم دختر بودیم که صبح ها و ظهر میرفتیم.
بقیه ی بچه ها هم کوچیک بودن و به قول سیاوش:هنوز به سنی نرسیدند که بخوان برن کار کنند.
با داد سیاوش از هپروت در اومدم و بلند شدم و گفتم: بله اقا؟
با داد گفت: اقا و زهرمار، بچه هارو بیدار کن.
سرموتکون دادم و گفتم: چشم.
جالب بود، همیشه به بچه ها می گفت بوگندو ولی الان گفت بچه ها

اروم رفتم کنار دختر ناز و خوشگلی که نظافت خونه رو به عهده داشت. هشت سالش بود
اروماروم نازش کردم و گفتم: عسل، خاله بیدار نمی شی؟
اروم چشمای خوشگلشو باز کرد و گفت: سلام خاله، مرسی که بیدارم کردی.
بهش لبخند زدم و رفتم سراغ پسر شر و شیطونی که سیاوش حریفش نمیشد
مجبور بود با کتک ادمش کنه و من همیشه ازش دفاع می کردم و بجاش کتک میخوردم.
سن کمی داشت ولی شیطون بود. شش سالش بود.
اروم با تکون دادنش بیدارش کردم که مثل فنراز جاش بلند شد و گفت: خاله ترنم بزار بخوابم، توروخدا.
اروم گفتم: تو که نمیخوای سیاوش دعوات کنه

 

دانلود رمان ساکنین چراغ قرمز

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.