قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.(گالیله)
خوش آمدید - امروز : جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۸
خانه » عاشقانه » دانلود رمان راهی نفس گیر

اطلاعیه سایت

دانلود رمان راهی نفس گیر

دانلود رمان راهی نفس گیر

راهی نفس گیر

عنوان: دانلود رمان راهی نفس گیر

نویسنده: خاطره افروز

قسمتی از رمان

به خودم تو آینه نگاه کردم.
اصولا اهل آرایش یا بقول خانجون خدابیامرز که به دیار باقی پیوست آرابیرا نبودم.
مقنعهی بلندمو سرم کردم و دستی به مانتو قدیمم کشیدم.

از پله ها پایین اومدم.
سیاوش داشت موتورشو تمیز میکرد که بجونش وصل بود.
واس جورکردن پولش زمین زمان بهم دوخت.
روی پله نشستم. بندای کتونی هامو محکم بستم. کوله پشتیمو روی شونم انداختم.
سیاوش سرش بالا اورد ابرو کج کرد
-باز نری بیوفتی گوشه هُلُفتونی
-ببند دهنتو سیا
کنار حوض ایستادم. دستمو تو آب فرو بردم. سرد بود…
ازش به صورتم زدم. بهم جون میداد
-به ننه بگو رفتم دنبال کار
صداش به گوشم رسید داد زد: چــی؟
-شنیدی چی گفتم!

اجازه حرف دیگه ای بهش ندادم.
اگه میموندم باید از حرفاش کله میزدم به دیوار تا ولم کنه.
سریع رفتم بیرونو درومحکم کوبیدم بهم.

اگه رمان تخیلی و عاشقانه میخونی حتما رمان جادوگران بی هویت رو بخونش !!!

راه افتادم. سرکوچه با دیدن حمید یاد پول اژانس افتادم. به خشکی شانس…
زیر لب گفتم: دست بردم داخل کیفم که پولشو بدم ولی یادم افتاد اصلا آه در بساط ندارم.
اخمی بین ابروهام ایجاد شد.
حمید لبخند زد. سرشو تکون داد. منم به مثلا احترام گذاشتم سر تکون دادم.

رفتم سرخیابونو سوار پیکان زرد رنگ شدم.
یه پیر مرد جلونشسته بود.
داشت مخ راننده بدبختو میخورد.
به ساعت نگاه کردم. نه صبح بود. دیر بیدار شدم.
مامان عادت داشت واس نمازش بیدارم کنه تا برم بیمارستان اما امروز بهم لطف کرد خودش رفت
-حاجی همینجا نگه دار
-باشه دخترم
اوهع همچین میگه دخترم انگار هشتاد سالش بیچاره فقط شاید سی وپنج سالش بیشتر نباشه.
حالا اگه میگفت عزیزم واسش حرف دیگه درمیوردم.
دیوانم والا…  از ماشین درب داغون پیاده شدم.

 

دانلود رمان راهی نفس گیر

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید

تاکنون یک نظر ثبت شده است.


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.