حوادث چون روزها سپری می شوند.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان دنیای سیاه

اطلاعیه سایت

دانلود رمان دنیای سیاه

دانلود رمان دنیای سیاه

دنیای سیاه

عنوان: دانلود رمان دنیای سیاه

نویسنده: فاطمه حیدری

قسمتی از رمان

جلو رفتم و خواستم درخت رو لمس کنم، که دستم کشیده شد برگشتم و به فرد سیاه پوشی که رو به روم بود نگاه کردم
چند قدمی عقب رفت و تو سیاهی ناپدید شد
سریع کشیدم بیرون و چشامو باز کردم
از ذهنم پـاک نمیشد!!!

تنها دوست های من دلسـا، لیلی و نیـلو بودن که یه تیم تحقیقاتی بودیم اونـا تنها کسانی بودن که مسخره ام نمیکردن
زیاد هم صمیمی نبودیم، نت رو روشن کردم و همه چیز رو گفتم و قرار شد نیـلو و دلـسا بیان خونمون
ساعت ۱۰:۳۴ بود کمی حرف زدیم و خداحافظی کردم و بلند شدم اتاقمو جمع و جور کنم!
همیشه ی خدا اتاق من به هم ریخته بود سریع کتابا و لباسا و وسایلم رو جمع کردم و یه رژ کمرنگ زدم تا از قیافه ام نترسن
کمی رنگم پریده بود، موهامو دم اسبی بستم و همون موقع اومدن تو اتاقم
چه بی صدا!

دلـسا_ سلام رهـا، خوبی؟
_ممنون خوبم، شماها خوبید؟
نیلو
_ما هم خوبیم
_چقدر بی سر و صدا، اصلن نفهمیدم اومدید
نیـلو
_ تا اومدیم تو سالن رهی سلام کرد و رفت تو اتاقش ما هم چون دختـرای گلی هستیم نخواستیم شلوغ بازی کنیم جلو اون داداش نردبونت
_چون داداش تو قدکوتاهه فکر میکنی داداشم نردبونه
نیـلو_نه اتفاقا داداش من خیلی هم خوش قده
_آره دیگه کی میگه ماستم ترشه
نیلو
_چشم بصیرت میخواد دیدن
نیلو با صدای دلسا ساکت شد و حرفشو ناتموم گذاشت
_دلسا_بسه اه باز شما شروع کردید

 

دانلود رمان دنیای سیاه

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید

تاکنون یک نظر ثبت شده است.


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.