عشق، فراموش كردن خود در وجود كسی است كه همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۲ آبان ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان حمای زحمت

اطلاعیه سایت

دانلود رمان حمای زحمت

دانلود رمان حمای زحمت

حمای زحمت

عنوان: دانلود رمان حمای زحمت

نویسنده: زهرا حیدری رحمت آبادی

قسمتی از رمان

به خیابون که رسیدم، دستم رو روبروی چند ماشین تکون دادم؛ تا بالاخره یکی وایساد.
راننده تاکسی مردی حدودا چهل ساله بود، که موهاش نسبتا به سفیدی می زد.
گوشیم رو از تو کیفم برداشتم و تو دنیای مجازی خودم غرق شدم.

راننده تاکسی: «خانم رسیدید»
سر برگردوندم، تا کرایه رو حساب کنم؛ که راننده تاکسی رو به شکل قاری سر مزار دیدم.
با صدای راننده تاکسی که هی می گفت: خانم ، حواسم سر جاش اومد
کرایه ماشین رو حساب کردم و در خونه ی نازنین خانوم رو زدم.
مریم خانوم (آشپز خونه ی نازنین خانوم) با عجله به سمت در اومد و در رو برام باز کرد.
چه قدر احساس تنهایی می کردم، وقتی پا تو خونه ای می ذاشتم، که همه واسم غریبه بودن!

مریم خانوم با عصبانیت گفت: «کجایی تو دختر؟ برو لباسا رو بشور. مگه نمی دونی خانم فردا این لباسا رو می خواد»
بعد از این که حرفش تموم شد، کیفش رو از روی تاب برداشت و از خونه خارج شد.
حتی مهلت حرف زدن رو هم به من نداد. کیفم رو، روی تاب انداختم.
شیر آب رو باز کردم؛ آستین لباسم رو بالا زدم و لباس هارو توی تشت ریختم.
وقتی لباس هارو می شستم، یه سره صدای نازنین خانوم تو گوشم می پیچید:
«این لباس هارو حتما با دست بشور؛ یادت نره، اتو هم بزنی! تا قبل از ساعت ده صبح، حتما باید آماده باشن!»
آبای توی تشت سرد بودن؛ همین سردی آب باعث شده بود لرزه بدی به جونم بیوفته.
ناخود آگاه فکرم به سمت مردک قاری کشیده شد.
لحظه ای رو که تو چادر بود و قران می خوند از جلو چشمام نمی ره…

 

دانلود رمان حمای زحمت

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.