به زبانت اجازه نده که قبل از اندیشه ات به کار افتد.
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
خانه » اجتماعی » دانلود رمان بوتیک

اطلاعیه سایت

دانلود رمان بوتیک

دانلود رمان بوتیک

بوتیک

عنوان: دانلود رمان بوتیک

نویسنده: محدثه رجبی

بیشتر بخوانید:

نوید داد کشید و سعی کرد منو به عقب هل بده…
-اهاااای کثافت ولم کننن… رهاش نکردم.
زورم به پدرش نمیرسید ولی حرصم رو سر این بچه تخس که خالی میکردم راحت میشدم… خنک میشدم…

با ارنج کوبید توی شکمم. موقع عادت ماهیانه ام بود و با این حرکتش کنترلمو از دست دادم و از درد زیاد خم شدم و شکممو گرفتم.
نوید از دستم در رفت و پرید تو اتاق و در رو بست و از پشت در بسته زبونش دراز تر شد.
الکی تهدیدم میکرد که سیر تا پیاز کارایی که کردم رو کف دست پدرش میذاره.

با چهره درهم شده گفتم:
-به هر کی دلت میخواد برو بگو بچه میترسونی؟
ماکروفر رو از برق کشیدم و نگاهی به بشقاب روی اپن و اشترودل یخ زده کردم و داد زدم:
-گشنت شد غذات همینجاس
اون هم داد زد: نمیخورم
زیر لب
به درک گفتم و روی مبل ولو شدم. دستمو زیر سرم گذاشتم و به سقف خیره شدم.
سر و کله زدن با نوید تازه اول ماجرا بود.
دردسر واقعی وقتی بود که بقیه اعضای این خونه هم برمیگشتن.
ساعت گوشی رو برای چهار و نیم تنظیم کردم و چشمامو بستم.

دعا کردم تا اون ساعت نه صدایی از نوید در بیاد و نه سر و کله ی بقیه پیدا شه تا حداقل بتونم دو ساعت راحت کپه مرگم رو بذارم.
توی خواب و بیداری بودم و هنوز کامل به خواب نرفته بودم.
سردردم بدتر شده بود و مسکن هم روی بدنم دیگه تاثیری نداشت. یکباره با صدای بلند نادر از جا پریدم و نشستم.
با چشمایی پر از خواب و خستگی زل زدم بهش که طرف دیگه اپن ایستاده بود و با توپ و تشر با مادرم حرف میزد.

-دختره بزرگ شده هنوز انتظار داره من خرجشو بدم… من پول بدم… من همه کار کنم…
اون بگیره بخوابه… بخوره… بگرده…
مامان مثل همیشه طرف من بود. اینو نمیخواستم. تهش نه به نفع من بود…نه مامان!

بوتیک

دانلود رمان بوتیک

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.