عزیزانم هنگام نشستن, بزرگان و ریش سپیدان را بر خود مقدم بدانید.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
خانه » عاشقانه » دانلود رمان از تو دورم

اطلاعیه سایت

دانلود رمان از تو دورم

دانلود رمان از تو دورم

از تو دورم

عنوان: دانلود رمان از تو دورم

نویسنده: فرانک میرزایی

قسمتی از رمان

دوسال می شد که خواهرش با یکی از هم کلاسی هاش ازدواج کرده بود.
یک خانه بزرگ و زیبا داشتن.
مهرانگیز هم از همان ابتدای زندگی پیش انها کار میکرد.
زن وفا دار و پاکی بود.

صدف همین یک خواهر را داشت.
چندسال پیش مادرش به علت بیماری فوت کرده بود و آن دو را به پدرشان سپرده بود.
بعد از مرگ مادرش صدف تا مدت ها دچار کسالت و افسردگی بود.
تا کم کم به مرور زمان حالش بهتر شد.
مشغول خوردن نهار بودن که صدای زنگ در، در فضا پیچید.
مهرانگیز با قدم های بلند به سمت در می رفت.
صدف بلند شد و به طرف پنجره رفت.
پرده را کنار زد و با نگرانی گفت: وای صبا……باباس…..

دستش رو به صورتش کوبید و با اخم رو به صبا گفت:
تو بهش گفتی من اینجام؟

یه رمان عاشقانه و فان داریم به نام عاشق یه پسر بد شدم ، رمان فا خوندن این رمانو به شما پیشنهاد میکنه!!!

ــ صبا درحالی که بلند میشد گفت:
نه عزیزم من که نمیدونستم تو میای. از وقتی هم که اومدی کنارت بودم. دیگه حالا چرا هول کردی؟
مگه بابای همیشگی نیست؟
ــ صدف دست پاچه گفت: داره میاد بالا صبا. نمیخوام باهاش رو به رو بشم.
برگشت و صبا را نگاه کرد اما صبا نبود.
از گوشه پنجره نگاه میکرد او را که به استقبال پدرش می رفت.
صورت پدرش را بوسید و با دست رو به بالا اشاره کرد.
بعد هر دو رو به طرف خانه امدند.

صدف که دل سیری از پدرش کینه داشت روی صندلی کنار پنجره نشست و با انگشت هایش بازی میکرد که ناگهان صدای پدرش در گوشش پیچید.
همان صدایی که روزی برایش بهترین اهنگ بود.
صدایی که روزی فکر میکرد تنها پناه اوست، ولی دیگر برایش چنین نبود.
صدای یک مرد بی وفا، خودبین و مغرور که جز خودش کسی را نمیدید.
صدا نزدیک و نزدیک تر شد و به طرف اتاق امد. پدر چهارچوب ایستاده بود و می گفت:
صدف جوابم را نمی دهی؟ صدف سرش را بلندکرد و او را برانداز کرد.
سپس گفت: سلام باباجون

 

دانلود رمان از تو دورم

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.