z35W7z4v9z8w
هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان آوای نگاهت

اطلاعیه سایت

دانلود رمان آوای نگاهت

دانلود رمان آوای نگاهت

آوای نگاهت

عنوان: دانلود رمان آوای نگاهت

نویسنده: زهرا علیپور

بیشتر بخوانید:

چشمهایم را باز کردم…
مثل هر روز و هر ماه و هرسال… تاریکی مطلق به روی چشم هایم…
از روی تخت نرمم که وقتی رویش دراز می کشیدم فرو می رفت بلند شدم.
با قدم های آهسته مسیر همیشگی اتاقم را پیمودم…

دستم را روی دستگیره سرد اتاق گذاشتم و به سمت پایین کشیدمش…
از اتاق خارج شدم و در را بستم… آرام آرام روی پارکت های سُر سالن قدم برداشتم.
به پله ها که رسیدم برای پایین رفتن به نرده چوبی تکیه کردم و پا روی طبقه به طبقه پله گذاشتم…
به پایین پله ها که رسیدم لبخندی مهمان لب هایم شد…
رسیدم!
داشتم با خودم فکر می کردم که از سمت راست بروم یا سمت چپ تا ستاره را صدا بزنم…
کلافه و نا امید سرم را پایین انداختم…
همین که خواستم مایل بشم سمت چپ صدای باز و بسته شدن درب سالن آمد و خبر از آنکه کمک رسانی برایم امداد شد…

صدای قدم هایی که روی زمین کشیده می شد و انگاری لنگ می زد از سمت راست به گوشم خورد…
گوش هایم را تیز کردم…
صدای نفس های مردانه ای که در گوشم پیچید…
خیالم راحت شد… البته تا حدودی…
سینا بود… برادر خوش گذران و بی فکر من…
با لبخندی زیر لب سلام کردم و تنها پاسخم از سوی سینا سلامی آرام و بی حوصله که به سختی شنیده می شد بود…
صدای قدم هایش روی پله که از من دور می شد شعله ناامیدی را در دلم روشن کرد…
در اتاقش محکم به هم کوبیده شد.
نفسم را به آرامی سر دادم و با ولوم بلندتری ستاره را صدا زدم:
-ستاره

 

دانلود رمان آوای نگاهت

امتیاز 5.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.