هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان آغوش تو

اطلاعیه سایت

دانلود رمان آغوش تو

دانلود رمان آغوش تو

آغوش تو

عنوان: دانلود رمان آغوش تو

نویسنده: زهرا فاطمی

قسمتی از رمان

از خونه الی ک اومدم خوشبختانه ن فرید خونه بود ن بابا و مامانم
پناه بردم ب آشپزخونه و از خجالت شکم عزیزم در اومدم.

-در دیزی بازه… گربه حیاش کجاس
دو دستی جلوی دهنمو گرفتم.
فرید بود.
-چیه سلام هم یادت. رفته
-کی اومدی
منو کنار زد بطری آب رو از توی یخچال. برداشت.
-ب تو چ بچه فوضول
-ی بوی خاصی. میداد.
خم شدم و پیرهنش رو بو کردم.
-سریع ازم فاصله گرفت.
-چته..
مشکوک نگاش کردم

چرا بوی عطر زنون…
نگام افتاد ب یقه ی لباسش یعنی آب شدما…
-چ مرگته…
بطری آب رو ازش گرفتم ورفتم سمت در
-ب من ربطی نداره ولی اگه مامان اینجوری بببنتت با بابا تو حیاط چالت میکنه…
از من گفتن بود…
تا خواست چیزی بگه خودمو رسوندم ب اتاقم ک ی جورایی انباری خونه بود…
اتاق خوبه رو داده بودن ب فرید و من مثل همیشه مظلوم واقع شده بودم
با نعره ی فرید ک مطمئنم خودشو تو آینه دیده بود چسبیدم ب در
-فاطی وای ب حالت زر بزنی
آب دهنمو قورت دادم
مگه جرات داشتم…
میخوردتم ی قلوپ آبم روش
با صدای بسته شدن، در تموم تنم لرزید
اون دختره بدبخت اگه بدونه چ اخلاق گندی داری توف هم تو صورتت نمی ندازه چ برسه. ب اینکه بخواد
بب*و*س* تت… والا… حیام نمیکنن… بعد من بدبخت. مثل بچه ی آدم نشستم تو خونه دارم غذا میخورم. اونم ته مونده دو روز پیش بی حیام…
داشتم خونه رو جارو. میکردم ک مامانم درو باز کرد و تو صورت زنان اومد تو خونه

 

دانلود رمان آغوش تو

امتیاز 3.00 ( 2 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.