یكدیگر را مسخره نكنید (اگر دین دارید)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۸
دانلود رمان » رمان عاشقانه » دانلود رمان آرتمیس

اطلاعیه سایت

دانلود رمان آرتمیس

دانلود رمان آرتمیس

آرتمیس

عنوان: دانلود رمان آرتمیس

نویسنده: مینا سیف اله زاده

بیشتر بخوانید:

تو حال خودم بودم و چایی میخوردم. صدای زنگ موبایلم که روی میز گذاشته بودم بلند شد.
خم شدم برش داشتم به اسم مخاطبی که در حال تماس بود نگاهی انداختم .
دنیزهه یه پوزخند زدم .صفحه سبز رو به طرف راست کشیدم و جواب دادم.

_چیشده دنیز
_به به سلام آرتمیس خانم دیگه خبری از ما نمیگیری؟!
_دنیز صد دفعه گفتم من آرتمیس نیستم.
_اووه بله یادم رفته بود که شما دیگه یه خانم دکتر ایرانی هستید.
دنیز حرفتو بگو…
_یه کار برام پیش اومده که با کمک تو میتونم انجامش بدم.
_چه کاری؟؟
_یه پروژه ای دارم میخوام دو هفته بعد یه مهمونی ترتیب بدم که توهم شرکت کنی!
_خب.
_خب به جمالت میخوام به کمک تو صاحب این پروژه ای که میخوام باهاش کار کنم رو بشناسم.
_دنیز این چه پروژه ایه؟ باز کار خلاف میکنی؟ در ضمن تو چرا از من سوءاستفاده میکنی؟
_آرتمیس جان همین یه دفعه رو کمکم کن.
در ضمن این پروژه خلاف نیست.

از طرف شرکت بهم واگذارش کردند.

_دنیز خودت که میدونی من نمیخوام دیگه برگردم، اونجا دیگه جای من نیست.
_ولی آرتمیس خونواده تو اینجان.همه زندگیت اینجاست.
_نه دنیز من هیچی دیگه اونجا ندارم.
_خیله خب ،مهمونی اینجا نیست از اولم میخواستم تو ایران ترتیبشو بدم.
_باشه. کار خوبی کردی حرف دیگه ای نداری قطع کنم.
_نه قربانت . بای
_بای

آرتمیس

گوشیو قطع کردم و انداختم همونجایی که بود.
چایی که دیگه سرد شده بود رو سر کشیدم.

چند روز بود نمیتونستم تمرکز کنم و این باعث بدخلقیم شده بود.
بعد از یکم استراحت بلند شدم مانتومو پوشیدم و از اتاق اومدم بیرون داشتم تو سالن راه میرفتم که صداهایی شنیدم.
برگشتم پشت سرم و نگاه کنم که قیافه درسا و نادیا رو دیدم که به طرفم میدویدند.
_هلیا، هلیا
به طرفشون قدم برداشتم.
_چیه دخترا بیمارستانو گذاشتین رو سرتون.
در حالی که هردو نفس نفس میزدند. درسا یه نفس عمیق کشید و گفت:
_وای دختر کجایی تو دو ساعته داریم دنبالت میگردیم!

 

دانلود رمان آرتمیس

امتیاز 3.00 ( 1 رای )

راهنما

اگر از نشر رمان خود در سایت ناراضی هستید و خواهان حذف آن میباشید در کامنت اطلاع رسانی کنید


هر گونه استفاده از کتابهای قرار داده شده بر روی رمان فا به هر نحوی (انتشار از طریق اپلیکیشن های موبایل، کپی بر روی سایت و وبلاگ ها حتی با ذکر منبع و...) ممنوع می باشد و با متخلفین طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای برخورد می شود. و تیم رمان فا هیچ گونه رضایتی از قرار دادن فایل رمان ها در تلگرام و .... ندارد و از نظر اخلاقی کار صحیحی نیست.